و امیدوارم که هم ی طاعاتو عباداتتون مورد قبول درگاه حق واقع بشه

به قول این اقا احسان
خدایا ما اگه بدیم اگه گناه میکنیم تو بنده ی خوب زیاد داری
ولی اگه تو نبخشی که ما دیگه خدا نداریم
خدا یا ههمونو ببخش
خدایا توی این ماه بزرگ چند تا درخواست کوچیک دارم
ازت این درخواستو فقط برای خودم ندارم برای همه دارم میدونم همه اینو می خوان
خدایا اول از همه ازت می خوام که این اخرین ماه رمضونی باشه که بدون اامام زمانیم الهی این اخرین ماه رمضونی باشه که انتظار میکشیم
خدایا ازت میخوام صبح عید فطر نشیم همون ادم قبلیه کمکمون کن نشیم همون ادمی که همش منتظره یه

اینم فرزاد فرزین خونده من خیلی دوسش دارم من همیشه اینو به خدا میگم
به تو مدیونم همیشه
به تومدیونم همیــــــــشه
مگه میــشه بی تو باشم
از شبــــی که رو به رومه
چه جوری بی تو رها شـم
به تو مدیونم همیـــــــشه
مث شب به صبح فـــــردا
مــــــــــث موج سرد تنها
به نگاه نـــــــــــــــاز دریا
به تو مدیونم همیـــــشه
منه خسته منه ویــــرون
مــــــــــث خاک سردو تشنه به نوازشای بارون
به تو میـــــــــــــــــرسم دوباره زیر رگباره ستاره
وقتی بـــــــــارون نگاهت تو حریره شب میباره
اگه پایانــــــــــی نباشی واسه بغض خستگیهام
چه جوری برگردم از این جاده های بی سر انجام
تو خـــــــــــــدای عاشقایی به تو مدیونم همیشه
وقتی اســــــــــمتو میارم نبض لحظه تازه میشه
به تو مدیونم همیشه
منه خسته منه ویرون
مث خاک سردو تشنه به نوازشای بارون
به تو میرسم دوباره زیر رگباره ستاره
وقتی بارون نگاهت تو حریره شب میباره
به تو میرسم دوبـــــــــــــــــــــــــــــــاره

سلام و اما یه موضوع دوستای خوبم
از همهی اونایی که لطف میکنن و
برای وبلاگم نظر میدن ممنونمو حتی اونایی که میان و نظر نمیدند
همونطور که میدومنید مدرسه ها داره شروع میشه
و من دیگه زیاد نمیتونم ا پ کنم 
ولی خب قول میدم حداقل هفته ای یه بار یا هر دو هفته یه بار اپ کنم
و نظراتتونو هم بخونمو جواب بدم
از هموتون ممنونم همتون گلید به مولا
منم دعا کنید تو رو خدا سر سفره ی افطار.... اصلا باید دعا کنید 
خب کاری باری ندارید من باید برم
اها راستی یه چند تا هدیه دارم واسه دوستایی که به وبلاگم
سرمیزدن فقط مال اوناستا
چند تا عکسه قشنگ واقعا قشنگن

http://www.loo3.com/loo3/297/nic%20pic%20%283%29.jpg

http://www.loo3.com/loo3/297/nic%20pic%20%282%29.jpg

http://www.loo3.com/loo3/297/nic%20pic.jpg

http://iranvigs.persiangig.com/ashegane/k4.jpg
این ۳ تا عکس بالایی مال گروه لوسه است که برای من میفرسته
فقط کافیه روی لینک پایینش کلیک کنید
خدا حا فظ همین حالا
یا حق
اینو خودم نوشتم بچه ها اگه خیلی بد بود ببخشید

در رویا وخواب به فرشتگان اسمانی رسیدم
از درد هایم برایشان گفتم
گفتم از تاریکی میترسم
افتاب را به من معرفی کردن
گفتم از قفس و زندانی بودن هراسانم
پرواز را به من اموختند تا ازادی را درک کنم
گفتم اگر اینده ام روشن نباشد چه
گفتند ان را به دست تقدیر بسپار
گفتم از زخم زبان ماران و عقربان به کجا پناه ببرم
گفتند صبوری و شکیبایی را سلاح خود قرار ده
گفتم با این همه اگر روزی تنها ماندم
و غربت بغض را د رگلویم زندانی کرد ان وقت چه کنم
فرشتگان همگی به من لبخند زدن و گفتند
:ان وقت بدان که تنها نیستی دستی همواره همرا توست
او خداوند است که همیشه تنها پناه توست
اوست که تنهاست ولی تنهایی را برای تو وبندگانش نمیپسندد![]()
خدا یا هیچ گاه مرا تنها مگذار![]()
یک جمله![]()
ادم ها خیلی زود یکدیگر را فراموش میکنند اما هر گز فراموش نخواهند کرد که چه زود فراموش شده اند

باهم میشه مثل ماه درخشید
میشه به زمین ستاره بخشید
باهم میشه تو روزای ابری
از گمشدن خورشید نتر سید
باهم میشه افتابو صدا کرد
خاکو معتبر مثل طلا کرد
باهم میشه سنگ بی صدارا
با نــــــــــــا ز ترانه اشنا کرد
با هم پشت ما کوهه نمیترسیم نمی افتیم نمیبازیم
ایــــن اواز نــــمیمیره تا وقتی که هــــــــــــــــم اوازیم
بتازه غصه تا میخواد بتازه نسازه روزگار با ما نسازه
شبو روز طعنه ی دشمن دوباره بباره از درو دیوار بباره
با هم پشت ما کوهه نمیترسیم نمی افتیم نمیبازیم
ایــــن اواز نــــمیمیره تا وقتی که هــــــــــــــــم اوازیم
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
یا حق
سلام سلام
من اومدم یه شعر دارم براتون ازز سهرابم به نام نیلوفر امیدوارم خوشتون بیاد
نام شعر : نيلوفر
از مرز خوابم مي گذشتم،
سايه تاريك يك نيلوفر
روي همه اين ويرانه فرو افتاده بود.
كدامين باد بي پروا
دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد ؟
در پس درهاي شيشه اي روياها،
در مرداب بي ته آيينه ها،
هر جا كه من گوشه اي از خودم را مرده بودم
يك نيلوفر روييده بود.
گويي او لحظه لحظه در تهي من مي ريخت
و من در صداي شكفتن او
لحظه لحظه خودم را مي مردم.
بام ايوان فرو مي ريزد
و ساقه نيلوفر برگرد همه ستون ها مي پيچد.
كدامين باد بي پروا
دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد؟
نيلوفر روييد،
ساقه اش از ته خواب شفافم سر كشيد.
من به رويا بودم،
سيلاب بيداري رسيد.
چشمانم را در ويرانه خوابم گشودم:
نيلوفر به همه زندگي ام پيچيده بود.
در رگ هايش ، من بودم كه ميدويدم.
هستي اش در من ريشه داشت،
همه من بود.
كدامين باد بي پروا
دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد؟
سهراب سپهری